
دل ديدني هاي شهر سرب وسراب(241)
دل ديدني هاي شهر سرب وسراب(241)
من توفانی را دیدم فرود آمده از فراز اوج و نشسته بر سینه موج.چه شباهت شگفت انگيزي دیدم بین این امواج سنگین و آدم های خشمگین؛ هر دو اسير دست باد اند و تسخير شده انقياد.
من میخ را نماد استواری و نمود پایداری دیدم ؛ زیرا هر چه ضربات درهم کوبنده چکش بیشتر بر سرش فرود می آمد، در ایستادگی و پایداری مقاوم تر و مصمم تر می شد.
پایداری و استقامت میخ / سزد ار عبرت بشر گردد
بر سرش هر چه بیشتر کوبی / پایداریش بیشتر گردد
من دست هایی را دیدم دارای پینه های کار و فعالیت، اما اكنون خوار و اسير حقارت.
من دلم را جامانده ديدم در لا به لای برگ های کتاب هاي کودکی. هر گاه آن را گم می کنم، در سايه سار نهال خاطرات هميشه سبز آن مي جويم.
ادامه دارد...
شفيعي مطهر
نظرات شما عزیزان:
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
وب نامه شفیعی
مطهر و
آدرس
modara.LoxBlog.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.