دل دیدنی های شهر سرب و سراب/فرگرد431

من گرانبارترين گوهري كه گردن زن را مي آرايد،دستان گرم فرزند ديدم،نه زينت گردن بند.
من بسياري از انسان ها را ديدم كه قيمت هر چيز را مي دانستند،نه قدر آن ها را.
من يورش احساسات را چون شورش امواج دريا ديدم كه اگر از آن به عنوان یک فرصت سود نجوییم به منزله یک تهدید می تواند ویرانگر باشد.
من ديدم كه يك گل محبت يك لشكر قساوت را درهم شكست و رشته بنيانش را از هم گسست.
من كسي را ديدم كه خورشيد را خورد و همه نورها را با خود برد.
ادامه دارد...
شفیعی مطهر
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: قطعه ادبي
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
وب نامه شفیعی
مطهر و
آدرس
modara.LoxBlog.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.